بند فروش مجدد در قراردادهای فوتبال

01 اسفند 1403
بند فروش مجدد در قراردادهای فوتبال

منابع اصلی یادداشت پیش رو، مقاله از آقای فرانس دی وگر رئیس اتاق حل اختلاف فیفا و گزارش نقل و انتقالات فیفا در سال 2024 هستند.


در سالهای اخیر، در عرصۀ نقل و انتقال بازیکنان فوتبال، «بند فروش مجدد» یا همان Sell-on" "Clause جایگاه ویژه‌ای یافته است. این بند که در قراردادهای انتقال بازیکنان گنجانده می‌شود، به باشگاه مبدأ (باشگاهی که بازیکن را ابتدا منتقل کرده است) اجازه می‌دهد درصورتی‌که بازیکن در آینده مجدداً به باشگاه دیگری منتقل شود، درصدی از مبلغ انتقال بعدی را دریافت کند.

طبق آخرین گزارش نقل و انتقالاتی منتشر شده توسط فیفا، بین سال‌های ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، درصد انتقالاتی که شامل حق فروش مجدد بودند، تقریباً دو برابر شده و از ۲۴.۴٪ به ۴۹.۲٪ رسیده است.

آمار مربوط به سال ۲۰۲۴:

 تعداد انتقالات دارای حق فروش مجدد: ۳,۱۹۹

درصد انتقالات دائمی و قرضی دارای این بند: ۴۹.۲٪

میانگین درصد حق فروش مجدد توافق‌شده بین باشگاه‌ها: ۲۲.۲٪

بالاترین درصد ثبت‌شده برای این بند: برخی از انتقالات شامل بیش از ۶۰٪ از مبلغ فروش آینده بازیکن بودند

حق فروش مجدد بر اساس سن بازیکنان (۲۰۲۴):

زیر ۱۸ سال: ۷۲.۷٪ از انتقالات شامل این بند بوده‌اند

۱۸ تا ۲۳ سال: ۵۴.۲٪

۲۴ تا ۲۹ سال: ۴۲.۸٪

۳۰ سال و بالاتر: ۱۵.۶٪


در سال‌های اخیر، فیفا و دیوان داوری ورزش (CAS) بارها در دعاوی مرتبط با این بند ورود کرده و مبانی حقوقی و اجرایی آن را تبیین نموده‌اند. مقالۀ پیش رو ضمن مرور کلی بر ماهیت بند فروش مجدد، به بررسی جایگاه آن در پرتو رویه‌ها و آرای فیفا و CAS می‌پردازد.

۱. مفهوم و اهمیت بند فروش مجدد (Sell-on Clause)


۱.۱. تعریف

بند فروش مجدد، تعهدی قراردادی است که معمولاً باشگاه فروشنده در هنگام توافق انتقال بازیکن در توافق بین دو باشگاه می‌گنجاند. طبق این بند، اگر باشگاه خریدار در آینده بازیکن را با مبلغی مشخص به باشگاه ثالثی انتقال دهد، باشگاه مبدأ در بخشی از درآمد حاصل از فروش مجدد سهیم می‌شود. به بیان ساده، این سازوکار تضمین می‌کند که باشگاه مبدأ، در سود ناشی از رشد ارزش بازیکن و انتقال احتمالی بعدی او سهیم باشد.

۱.۲. دلایل رواج

• جبران هزینه‌های پرورش بازیکن: بسیاری از باشگاه‌ها به‌ویژه باشگاه‌های کوچک، هزینه و زمان قابل‌توجهی برای کشف، پرورش و معرفی بازیکنان مستعد صرف می‌کنند. بند فروش مجدد، به‌نوعی جبران این هزینه‌ها در آینده است.

• مدیریت ریسک: باشگاهی که بازیکن را با مبلغ کم یا متوسط می‌فروشد، اگر ارزش بازیکن در آینده ارتقا یابد، بدین وسیله از منافع مالی آتی بی‌بهره نمی‌ماند.

• تشویق به سرمایه‌گذاری در استعدادهای جوان: وجود مکانیزم مالی برای فروش مجدد، انگیزه باشگاه‌های پایه یا باشگاه‌های کوچک را در کشف و پرورش بازیکنان جوان افزایش می‌دهد.


۲. مبانی حقوقی در مقررات فیفا و تفسیر CAS


۲.۱. مقررات فیفا (RSTP)

مقررات فیفا در زمینۀ وضعیت و انتقال بازیکنان (FIFA Regulations on the Status and Transfer of Players) صراحتاً به مفهوم «بند فروش مجدد» به‌عنوان یک بند مستقل اشاره نکرده است، اما از منظر کلی، مادۀ ۱۸ مکرر (ممنوعیت نفوذ یا مالکیت شخص ثالث) و قواعد مربوط به هزینه‌های انتقال، ممکن است در نحوۀ تنظیم یا اجرای Sell-on Clause اثرگذار باشند. در تفسیر کلی فیفا، مادامی که این بند به‌معنای مالکیت اقتصادی شخص ثالث بر بازیکن (Third-Party Ownership) نباشد و مخل با اصول رقابت منصفانه نشود، فیفا به‌عنوان یک بند قراردادی آن را معتبر می‌پذیرد.


۲.۲. رویکرد دیوان داوری ورزش (CAS)

• اصل آزادی قراردادها: در پرتو حقوق سوئیس که عموماً در داوری‌های ورزشی اعمال می‌شود، اصل «آزادی قراردادها» حاکم است. به این معنا که طرفین می‌توانند شرایط مورد نظر خود را، درصورتی‌که خلاف نظم عمومی یا قوانین آمره نباشد، در قرارداد لحاظ کنند.

• مبنای تفسیر بند فروش مجدد: داوران CAS در موارد متعددی تصریح کرده‌اند که Sell-on Clause باید به‌طور شفاف تنظیم شود و مقدار، نحوۀ محاسبه و زمان پرداخت در آن دقیق باشد. چنانچه ابهامی در بند وجود داشته باشد، پنل داوری به قصد واقعی طرفین و عرف حاکم بر نقل‌وانتقالات فوتبال رجوع می‌کند.


۳. انواع بند فروش مجدد و نکات اختلاف‌برانگیز


۳.۱. بند درصدی از مبلغ انتقال

رایج‌ترین شکل Sell-on Clause، شرطی است که مثلاً باشگاه مبدأ در ۲۰ درصد از رقم انتقال بعدی سهیم باشد. چالش معمول در این نوع، تعریف «مبلغ انتقال» است؛ آیا این مبلغ خالص انتقال (بدون کسر مالیات و کمیسیون‌ها) منظور است یا مبلغ ناخالص؟ رویه فیفا و CAS عموماً متمایل به تفسیر مبلغ ناخالص هستند، مگر آنکه در قرارداد تصریحی بر خالص یا ناخالص بودن شده باشد.


۳.۲. بند درصدی از سود سرمایه

در برخی قراردادها، شرط می‌شود که باشگاه مبدأ در «سود» حاصل از انتقال مشارکت داشته باشد. یعنی مبلغ انتقال اولیه از رقم انتقال بعدی کسر شود و درصدی از باقیمانده متعلق به باشگاه مبدأ باشد. این مدل در مواردی پیچیدگی بیشتری می‌آفریند؛ زیرا اختلاف درباره جزئیات «هزینه خرید قبلی» یا «هزینه‌های جانبی» ممکن است رخ دهد.


۳.۳. زمان تحقق بند و تفاسیر مرتبط

گاهی اختلاف درباره این است که آیا تعهد پرداخت به محض امضای قرارداد انتقال بعدی شکل می‌گیرد یا پس از دریافت کامل قسط‌های فروش مجدد. در صورت سکوت قرارداد، CAS تمایل دارد همگام با عرف جاری عمل کند؛ عرفی که اغلب بیان می‌کند به محض رسمی شدن انتقال و ثبت آن در فدراسیون ملی، حق‌السهم باشگاه مبدأ قابل مطالبه می‌شود.


۴. ملاحظات کلیدی در دعاوی مربوط به بند فروش مجدد


۴.۱. شفافیت قراردادی

با توجه به آرای متعدد فیفا و CAS، مهم‌ترین موضوع در موفقیت یا عدم موفقیت باشگاه مبدأ برای گرفتن مطالبات، وضوح مفاد قرارداد است. توصیه می‌شود:


• درصد دقیق و مبنای محاسبه ذکر شود؛

• روش پرداخت (یک قسط یا اقساط) تصریح گردد؛

• وضعیت هزینه‌های ایجنت‌ها، کمیسیون‌ها، یا مالیات‌ها مشخص شود.

۴.۲. اصل حسن نیت (Good Faith)

اصول حقوقی حاکم بر اختلافات ورزشی،به‌ویژه در حوزه سوئیس، همواره بر حسن نیت استوار است. اگر باشگاه خریدار تلاشی برای دور زدن بند فروش مجدد داشته باشد (مثلاً انتقال رایگان صوری یا پرداخت خارج از قرارداد)، CAS این اقدامات را مخالف حسن نیت دانسته و باشگاه فروشنده در صورت اثبات تخلف می‌تواند به حقوق مالی خود برسد.

۴.۳. پیوستگی با ممنوعیت مالکیت اقتصادی شخص ثالث (TPO)

Sell-on Clause، مادامی که صرفاً یک حق پولی آتی برای باشگاه مبدأ ایجاد کند، مغایر با مقررات فیفا نخواهد بود. اما اگر در عمل به این معنا باشد که باشگاه مبدأ یا شخص ثالث در تصمیمات ورزشی مرتبط با بازیکن دخیل گردد (مثلاً حق تعیین مقصد بعدی)، بند مزبور ممکن است ناقض ماده ۱۸ مکرر فیفا شمرده شود.


۵. چند نمونه از رویه فیفا و CAS


• پرونده‌ای که در آن باشگاه خریدار بخشی از مبلغ انتقال دوم را پنهان کرده بود: دیوان داوری ورزش با استناد به اصل حسن نیت و شواهدی که از نقل و انتقال پنهان وجود داشت، باشگاه خریدار را مکلف کرد حسب بند فروش مجدد، کل مبلغ واقعی انتقال را در محاسبه لحاظ کند.


• پرونده‌ای که در آن درصد فروش مجدد به‌طور مبهم نوشته شده بود: فیفا با تکیه بر قاعده تفسیر به نفع طرف متضرر از ابهام، باشگاه خریدار را ملزم کرد درصدی پرداخت کند که در عرف نقل‌وانتقالات فوتبال منطقی به نظر می‌رسید، زیرا شرایط معامله نشان می‌داد طرفین اصل مشارکت در سود را پذیرفته بودند.


۶. نکات پیشنهادی برای تنظیم بهتر بند فروش مجدد


۱. دقیق‌نویسی در قرارداد: درصد مشارکت را شفاف و مبنای محاسبه (خالص یا ناخالص) را مشخص کنید.

۲. تفکیک هزینه‌ها: اگر قرار است مالیات، کمیسیون، یا موارد دیگر کسر شود، در بند یادآوری نمایید.

۳. درج روش پرداخت: به‌صراحت مشخص شود پرداخت طی چه زمانی و از چه طریقی باید انجام گیرد.

۴. رعایت مقررات فیفا درباره TPO/TPI: مطمئن شوید بند فروش مجدد صرفاً یک حق پولی است و دخالتی در مدیریت یا انتخاب‌های ورزشی بازیکن ایجاد نمی‌کند.

5. تعریف شفاف از “انتقال”: در مواردی که انتقال مجدد ممکن است به‌صورت آزاد (Free Transfer) یا قرضی طولانی‌مدت صورت گیرد، شرطی بگذارید تا اگر در انتقال به‌ظاهر رایگان، عملاً درآمد غیرمستقیمی حاصل شد، باشگاه مبدأ همچنان بتواند سهمی دریافت کند.


نتیجه‌گیری


بند فروش مجدد یا Sell-on Clause به‌عنوان ابزاری برای تضمین منافع مالی باشگاه مبدأ در صورت رشد ارزش بازیکن در طول زمان، در سال‌های اخیر به یکی از بندهای رایج قراردادهای انتقال بازیکنان تبدیل شده است. تجارب عملی نشان می‌دهد که فیفا و CAS عموماً به رسمیت شناختن این بند گرایش دارند، مشروط بر آنکه برخلاف ممنوعیت مالکیت شخص ثالث نباشد و به‌صورت شفاف تنظیم شود. مهم‌ترین چالش‌های حقوقی در این زمینه حول سه محور شکل می‌گیرد: ابهام در تعریف مبالغ انتقال، تطابق با اصول حسن نیت و عدم سوء‌استفاده و عدم تعارض با مقررات ضد مالکیت اقتصادی شخص ثالث.


از دیدگاه عملی، باشگاه‌ها برای جلوگیری از منازعات آینده می‌بایست در تنظیم بند فروش مجدد، جزئیات را به‌دقت روشن کنند و حتماً با در نظر گرفتن رویه‌های حاکم در فیفا و سوابق آرای دیوان داوری ورزش، بند را طوری تنظیم نمایند که امکان تفاسیر متناقض به حداقل برسد. هم‌چنین، توصیه می‌شود قبل از امضا، این بند با درایت کامل در قرارداد گنجانده شود تا در صورت بروز دعوا، امکان استناد به ادلۀ شفاف و معتبر وجود داشته باشد.


با توجه به جایگاه رو به رشد این بند در فوتبال حرفه‌ای، و تمایل باشگاه‌ها برای بهره‌مندی از منافع فروش‌های بعدی، انتظار می‌رود نقشSell-on Clause در قراردادهای ورزشی بیش‌ازپیش مهم شود. از این‌ رو، آگاهی از چارچوب حقوقی حاکم بر آن و استفاده از تجربه‌های عملی در آرای فیفا و CAS، می‌تواند راهگشای باشگاه‌ها، وکلای ورزشی و سایر ذی‌نفعان حوزه فوتبال باشد.